|
برای آخرین بار که دیدمت سرد بودی مثل همیشه ..یادم نیست کی بود ...باید خیلی گذشته باشه از اون روز که کنار هم نشستیم ...یادمه آخرش به رسمه همیشه تو با عصبانیت آمیخته با قهر و به قول خودت برای همیشه ازم جدا شدی ...و من چقدر آسون شکستم با تمام حرفات و ساده موندم ....ولی ساده می گم خسته شدم از این همه هوا عوض کردنت از این همه بهاری بودن و در عرض چند ثانیه ابری شدنت ....و من اینروزا با ابرا به یاد روزهایی که زندگی کردم می بارم تو کجایی تا ببینی لحظه هام بی تومیمیرن نم نم چشمام چه ساده بارونو از سر میگیرن کوله بارم خستگی بود اینو تو خوب میدونستی گفتی تا ابد میمونی اما افسوس نتونستی به خدا داشتم میرفتم خیلی پیش از رفتن تو تو بودی گفتی بمونم توی قاب هوس تو حالا حتی یاد مهرت زده قلبمو شکسته من چه ساده، چه خیالی دلمو بهت سپردم میدونستی نمیمونی ،پس چرا خواستی بمونم؟ چرا اشکامو ندیدی، ندیدی دارم میمیرم مگه تو نگفته بودی من دوباره جون بگیرم ؟ دیگه تو نیستی ببینی غم واسم شده عبادت میدونم بی تو میمیرم،اما خوب سفر سلامت نفسم بی تو میگیره، من بازم تنها میمونم اما برنگرد دوباره، نمیخوام با تو بمونم التماس دعا
شب قدرم گذشت و من بی قدر تر از همیشه موندم....شب قدر قرار بود تا سحر بیدار بشینم و خدا رو به تمام اسمهاش قسم بدم...صداش کردم .... قدرم بی روی ماه تو گذشت و بی قدر شد مهربون ترین دو عالم خوبان همه بر دامنت سر می گذارند آقا گنهکاران مگر که دل ندارند دیشب که در و باز کرد همه حرفام از یادم رفت ... سوختم ... چشمام قطره قطره چکید و خاموش نشد این آتش دل حتی به اشک دیده مرا به خاطر این بی گناه مهمان کن شنیده ام که کسی راز دل به چاه سپرد مرا به جامی از آن آب چاه مهمان کن..... مهربونم رحم کن تو رو به عزتت رحم کن التماس دعا
هزار بار قسم خوردی به مقدسات که تا آخر عمرم منو تنها نمی زاری ....و حالا توی این تاریکی شب دارم به مقدسات شکایت می کنم که چرا اون اینقدر شما رو دوست نداشت تا به خاطر شما هم شده تنهام نذاره....
من رویا هستم....
همیشه می خندم....ولی ذاتا آدم غمگینی هستم... شاید به خاطر این همه راهی است که تنها آمده ام... چند صباحی اگر با من بودند در آخر جز غمی بر غمهایم افزوده نشد ... و امروز جز به همراهی خدا از هیچ کس امید ندارم .... می گویند باید روانشناس باشم ....می گویند ساده ام...تند انتقاد میکنم...ساده عاشق می شوم و بی صدا می شکنم... شاعر نیستم ....عاشق بودم شاید هم باشم....ولی .... سالم کم است ولی تجربه ام زیاد ... و در آخر نیازم برای خداست .... یا رب این آدم خاکی تنــهاست
|
About![]()
مطمئن باش برو
Home
|