|
حیف شد که تمام زندگیمو باختم و الا می تونستم خیلی کارا کنم حیف شد مردم مگه نه؟ اگه زنده می موندم اگه زنده می موندم شاید می تونستم برش گردونم کود هم چیزه جالبی باید باشه چند وقته زیر پام دارم کود شیمیای می ریزم تا دوباره آهن بدنم زیاد بشه یا روی بدنم تمام گلبرگام پر پر شده شاید منم خواب نما شدم چند وقتی هست که خوابام یادم نمی یاد شاید اصلا الان تو خوابم می شه یکی محکم بزنه تو گوشم منو از این کابوس لعنتی بیدار کنه!! کاش اسمم و یه چیزه دیگه بود به چیزی مثل سمیرا یا صدف یا یه اسمی شبیه این تا هیچ وقت رویا نبودم! یه مقدمه باید بنویسم ولی اصلا نمی دونم چی بنویسم امکانش هست که ننویسم؟؟ کامنتها را باز میزارم داشتم خفه می شدم.
قاصدک غم دارم ، غم آوارگی و دربدری
غم تنهایی و خونین جگری ،
قاصدک وای به من ، همه از خویش مرا می رانند
همه دیوانه و دیوانه ترم می خوانند
آسمان نگهم بارانیست
قاصدک غم دارم
غم به اندازه سنگینی عالم دارم
قاصدک غم دارم
قاصدک حال گریزش دارم می گریزم به جهانی که در آن پستی نیست
پستی و مستی و بد مستی نیست
میگریزم به جهانی که مرا ناپیداست
شاید آن نیز فقط یک رویاست !!! شاید آن نیز فقط یک رویاست !!!
گفتم که لعنتی حوصله ندارم خسته شدم از بس گفتی نه گفتم آره نمی خوام کسی و بیارم لعنتی اه چقدر دلم می خواد بگم لعنتی با هر چی لحن بده به تو به این دیوونه به همه اصلا هم شعر دوست ندارم از شاعرها هم دیگه خوشم نمی یاد یه مشت آدم بیخود... ببخشین خل شدم باید برم سفر می رم به همین زودی می رم ..... یک عمر تو را به هر کجایی بردم
اول اینکه یک سال گذشته دیگه ....
این وب لاگ هم یک ساله شده .... کسی با سکوتش شاید همین روزا برم یه جا که هیچ کس نباشه |
About![]()
مطمئن باش برو
Home
|