|
دیدی آخر آسمون بارید؟؟؟؟؟؟؟؟
آخر آسمون بارید
منتظرم ولی نمی دونم منتظر چی؟؟ خسته ام ولی نمی دونم خسته از چی؟؟ حوصله ندارم جدا حوصله ندارم حوصله تو رو حتی خودمو این همه تلاش بی خود خستم کرده مثل کسی که در هر حال داره غرق میشه این همه دست و پا زدن چیه این همه فاصله تا ساحل و زیر پات خالی پس این همه تلاشت برای چیه اروم بگیر می ری ته آب نفست بند میاد شاید قلبت از ترس بترکه بعدشم تموم می شه دیگه ته اقیانوس نیستی می ری وسط آسمون ولی وسط آسمون کی منتظرته؟؟؟ قراره اونجا هم تنها باشم یعنی این خدایی که این همه دوستش.... بعضی وقتا فکر می کنم مردم فقط کمی بیشتر گندیده شدنم طول کشیده لعنتی چقدر باید فلسفه واسه آروم کردن خودم ردیف کنم باشه عزیز آخرین جرعه این جام تهی را تو بنوش رفتم تو اخم لعنتی می گن یکی به پوچی رسیده تازه حالا معنی شو فهمیدم
اون بالای بالا چه خبر باید باشه؟؟ یعنی اگه اونجا بالای اون درخته بریم می تونیم پرواز کنیم؟؟ خب مگه خلیم بریم بالای این درخته می ریم بالای برج میلاد یا اصلا می ریم با هلی کوپتر بالای بالای آسمون که چی بشه؟؟ همیننجا همه ریز می بینن ما رو حالا هی بریم بالا که ریز تر به نظر بیایم؟؟ راستی نظرت در مورد اینکه بریم با هم وسط یه جنگل چیه؟؟ دوست ندارم بازش بزارم من باشم و من باشم و من باشم و تو نباشی بهتره.... راستی ببین من دستتو خوندم تو نفهمیدی هنوز ؟؟ بزار برو اگه دلت برا من نمی سوزه برا خودت بسوزه می دونی که .... ولش کن
سوفیای عزیزم فوت مادر مهربانت را تسلیت می گویم و آرزوی صبر برای شما و خانواده محترمتون رو دارم و پروازی سبک را برای بهترینت آرزو می کنم
بی خودی بود اون همه تلاش برای به دست آوردنش بعدشم اونجور کشتنش بی خودی سعی کردم تو زندگی اون جا باز کنم آخه اون که زنده نبود باید بکشم کنار از این بازی ها باید مثل بازنشسته ها رفتار کنم باید بازنشست بشم دیگه نمی خوام ساده باشم می خوام تو دنیای خودم باشم امیدی نیست دیگه تو این دنیای نامرد نمی خوام از تو هیچی ولی بازم دمت گرم اگه دلی بود شکوندی ببخشین امید قشنگم روم نشده بهت بگم حالا من فقط تنهایی زنده ام این قسمت من بوده و قراره بشه کاریش نمی شه کرد بهتر از اینه که .... خیلی سعی کردم ولی نشد که رها بشم یه روزی زیر بارون می رم از این جا نباید زیاد دور باشه اگه آسمون بباره اگه آسمون بباره اگه آسمون بباره تنها می مونم این آخرین تصمیمه
جدید نیست قدیمی شده تنهایی من
عادت می کنم به تمام این حرفها عادت می کنم به نبودن تو شاید هم کرده ام شاید اصلا عادتم شده هی بگویم کی می آیی می آیی گرچه نیایی همه دیگر اینجا هیچ چیز تغییر نمی کند به هر حال همه چیز سر جای خودش است تنهایی من غریبی تو این شهر شلوغ اگر تو بیایی شاید غریب تر شود شاید تنها تر شود باشی و نبینمت !!! باشی و نگویی که هستی !!! مهم نیست!!! باید مهم نباشد باید کوتاه بیام باید ..... بازهم می گویم : من می توانم می شود من باز تمرین می کنم
|
About![]()
مطمئن باش برو
Home
|