|
سلام عزیزم حالا که تو برگشتی حس می کنم قلبم آروم تره راستی بچه ها کجان؟؟؟ صابر کجایی؟؟ صبا؟؟؟ سعید؟؟ امیر؟؟ سوفیا؟؟ چرا هیچکی نیست مثل اینکه چند وقت اکسیژن به مغرم نرسیده بود حالا با این برف و سرما با تو همه چی دارم می بینی خوشحال کردن من از خوشحال کردن این بچه ها آسون تره
فعلا اوضاع مثل قبل هست و هیچی بهتر نشده
فعلا چیزی ندارم بگم وقت ندارم شاید بعد
وقتی دندونام درد می گیرن تازه می فهمم چقدر امکان داره یه آدم عصبی باشه این چند روز واقعا نمی فهمم دارم چیکار می کنم از تمام افرادی که در اطراف من هستن پیشاپیش عذر خواهی می کنم بابت تمام بد اخلاقی هام بابت تمام اخمام ابروهام بعضی شبا درد می گیره اینقدر روز اخم کردم سایه های توی اتاقم داره طولانی تر می شه دارن تمام اتاقمو پر می کنن این سایه های تاریک سرم درد می کنه قرار شد بریم قرار شد بسپرمت به خدا اعصابم داغون می شه وقتی اسم خدا رو می یارم شاید اعصاب خدا هم داغون می شه وقتی اسم منو میارن می شه هیچکی منو دوست نداشته باشه؟ می شه یکی دلش بخواد من نباشم ؟ می شه دیگه اینجا نیاین می شه دیگه هیچکی حال منو نپرسه؟؟ دارم دیوونه می شم.... اگه کسه دیگه ای هم جای من بود شاید می شد
قلبم امشب این روزها انگارهمه چیز یخ .. مثل من .... دیشب کنار سایه تو ایستاده بودم بیچاره سایه ات آواره شد از بس این روزها سرش هوار شده ام قرار بی قراریم این بود که آرام ببارد بیچاره بی قرار رفتنت قرار یلداییمان حیف یادت نماند حرفهایم نصفه همه از خاطرم گریخت ...... نمی دونم کی ؟؟؟ دعا کنین زودتر ..... آمین بگین
|
About![]()
مطمئن باش برو
Home
|