تبليغاتX
یا رب این آدم خاکی تنــهاست

یا رب این آدم خاکی تنــهاست

بلا روزگاریست

 

چقدر دلم می خواد بنویسم

از این بارونی که هی میاد و قطع می شه

از این آسمون که الان خیلی دوسش دارم

از خورشیدی که دیگه نیست

از دلم که می خواد همش یه کاری کنه باز شه

دنبال بهونه می گرده بیچاره بی بهونه شده

دوباره شروع شد

بازم آسمون داره می باره

انگار که بهار شده

همه چیز درهم برهم شده

من

فصلا

آسمون

من دوست دارم این درهم برهمی رو

این رعد و برق و تو زمستون

این صدای بارون و روی این سقف گرانیتی انبار

این حالت سرمایی که داره حالا روی گردنم می شینه

مثل نفس مرگ

....

من دوست دارم این بی ریایی آسمون رو اگه بخواد بباره حتی تو زمستون هم بارون می باره

انگار که صدای دریا داره از دور به گوشم می رسه

صدای قطره های بارون که باد اینور و اونور می برتش شده شبیه موجای دریا

می خوام بنویسم

...

مجبور شدم پنجره رو ببندم

تمام برگه های روی میزم شروع کردن رقصیدن

بارون مثل اینکه دیوونه شده یه قسمت از میزم رو خیس کرد

بارون دیوونه

...

چقدر دلم می خواد برم بیرون

باهام میای بریم دربند؟؟؟

 

+نوشته شده در چهارشنبه 23 بهمن1387ساعت12:1توسط رویا | |

هوا سرده

حالا که پشت میزم نشستم کمی گرما از شوفاژ پشتم کمرم رو گرم کرده

هر کسی داره برا خودش یه کاری می کنه

دارم شرح حال نویسی می کنم

چند وقتی هست این کار و می کنم

از وقتی که دیگه حالی برام نمونده دارم شرح می دم حالی رو که ندارم

خطوط رو  می نویسم و پاک می کنم

من ایمان دارم به توانایی های خودم

ایمان دارم به اینکه هر کاری که بخوام می تونم بکنم

و تنها چیزی که زیاد باهاش رابطه ندارم ترس هست

ولی خوب آدم ترسو تو دنیا زیاد هست

و دنیا جایی هست که فعلا باید توش زندگی کنم

....

و دنیا راهی برام نذاشته جز اینکه انزوا اختیار کنم

...

اي كاش مردم قدراشك رامي دانستند،منتها به اشك مي گويندآب ديده ؛ ولي بايد ديدچه ديده كه آن اشك راريخته ؟اگرچشمش به يك آب وعلفي خورده وآن اشك را ريخته،قيمت آن ديده هم معلوم است ولي اگركسي چشمش به آن معشوق ازلي افتاده وداردگريه مي كند هر دانه اش گنج است وهمه نعمتها ودولتها وخواسته هاوآرزوها رادرهمان نگاه به انسان مي ده (سایت قمشه ای)

.....

تو این سایت سخنان قشنگی می تونین برای تعالی روحتون پیدا کنین

...

خوب باید یاد گرفت خیلی چیزها رو

من هم دارم تمرین می کنم که یاد بگیرم

....

تمرین کردن زیاد هم بد نیست

من  این جهل و که بعضی اوقات دست و پامو می بنده باید از بین ببرم

....

خیلی بده که وقتی تنهاترم بیشتر دلتنگی می کنم

من همیشه باید دلتنگ تو باشم

همیشه باید .... 

ببخش عزیزم

هیچ دعائی بالاترازاین نیست که خدا ما را از خودش دور نکندوهیچ دردی هم بالاترازدردهجران نیست


 

خبرها تکان دهنده و تازه است

خاتمی آمد

رهبر معظم انقلاب مقابله با براندازی نرم را به بسیجیان واگذار کرد

اینترنت محدودیت های جدیدی پیدا خواهد کرد!!!

و موج کثیری از مردم در پشت بام ها شعار الله اکبر سر دادند

+نوشته شده در یکشنبه 20 بهمن1387ساعت9:35توسط رویا | |

چه برفی

تمام زمستان بهونه برف و باران رو گرفتم

و حالا که بی بهانه شده ام برف و باران با هم شروع کرده اند به بارش

امیدوارم در بین این جماعت عامی و حزب باد بتوانم دوام بیاورم

جماعتی که وقتی جانبداری می کنند هم می خواهی بروی مستقیم بزنی توی گوششان

راستی خدای شما آیا جایی نگفته است فکر کنین؟؟

حالم داره از هوای همتون به هم می خوره

اگه اینجا دیری بود مطمئن بودم که من ساکن اون دیر می شدم تا دیگه هوای هیچ کدامتان به هوایم نخورد

آدمهای بی معنی

ادمهای تهی

آدمهای احمق

.....

ادمهای تکراری

ادمهای تکراری

....

جدیدا مثل اینکه یه پرده از جلو چشام کنار رفته

همه قصد و نیت های آدمها را بهتر از خودشان می فهمم

خوشحالم که دیوانه ام و جزو شما گوسفند ها نیستم ...

شماها لیاقتتان همین حکومت است

لیاقتتان همین است که حقتان در شکم عربهای جاهل باشه...

 

 

+نوشته شده در شنبه 19 بهمن1387ساعت10:4توسط رویا | |

تعجب کردی!؟...

میدانم در کسوت مردان آبرومند، اندیشیدن به تو رسم، و گفتن از تو ننگ است!

اما میخواهم برایت بنویسم


شنیده ام، تن می فروشی، برای لقمه نان!

چه گناه کبیره ای…!

میدانم که میدانی همه ترا پلید می دانند، من هم مانند همه ام
راستی !

از خودت پرسیدی چرا اگر در سرزمین من و تو، زنی زنانگی اش را بفروشد که نان در بیارد رگ غیرت اربابان بیرون می زند !!اما اگر همان زن کلیه اش را بفروشد تا نانی بخرد و یا شوهر زندانی اش آزاد شود این ایثار است ! مگرهردواز یک تن نیست؟

مگر هر دو جسم فروشی نیست؟
تن در برابر نان ننگ است


بفروش !

 تنت را حراج کن…

من در دیارم کسانی را دیدم که دین خدا را چوب میزنند به قیمت دنیایشان
شرفت را شکر که اگر میفروشی از تن می فروشی نه از دین
شنیده ام روزه میگیری
غسل میکنی
نماز میخوانی
چهارشنبه ها نذر حرم امامزاده صالح داری
رمضان بعد از افطار کار می کنی
محرم تعطیلی
من از آن میترسم که روزی با ظاهری عالمانه،

جمعه بازار دین خدا را براه کنم،

زهد را بساط کنم،

غسل هم نکنم،

چهارشنبه هم به حرم امامزاده صالح نروم،

پیش از افطار و پس از افطار مشغول باشم،

محرم هم تعطیل نکنم

 
فاحشه!!!… دعایم کن

نفت تازه داشت گران می شد  و من یکسال بود که  از خرابی بازار و کسادی کار

   بیکار و خانه نشین بودم .

 یکی آمد و  گفت : چه نشسته ای که من پول نفت را سر سفره ات می آورم ..

 من به او خندیدم اما همه مثل من خنده رو نبودند .

 نفت گران شد و او هم آمد و بر سر صندلی نشست .

 هنوز از گرد راه نرسیده دوست و رفیق و هم پالکی را بیکار نگذاشت .

 رنگ سبز شلوارهای جبهه ای را هم با یک مشت دلار ناقابل  خاطره  جیبهایشان کردند .

 نفت باز هم گران تر شد  و قول نفتی ایشان هم البته که  بخوبی عمل شد . 

 خود نفت  اگر چه بر سفره شام ما نیامد اما شام و دمشق را خوب آباد کرد و میکند .

 نفت دیگر خیلی گران شده بود که شورای شهرمان به شکرانه  سود پول نفتی که

  ربع قرن بیشتر است ندیده ایمش وام گوز تومانی  ازدواج را کنسل کرد و

 سی و پنج هزار زوج صف کشیده  را  به فکر راه حلهای ساده تری انداخت   .

 کلاهتان بالاتر آقایان ...

  میانگین سن ازدواج بیست و هشت و میانگین سن فحشا چهارده ، نفت بشکه ای چقدر ؟

 دوست بیست و هفت  ساله  من هم که هنوز سن ازدواجش نرسیده بود و ازسن

 فحشایش خیلی گذشته بود بلاخره  چند روزی پیشتربه مدد سرنگ آلوده  ایدز گرفت و مُرد .

 احتمالا نفت گران تزریق کرده بود ...

  به هر حال آدم باید اندازه دهنش لقمه بردارد .

 او درست هم سن این انقلاب شکوهمند بود .

 اگر چه که نفت حالا خیلی خیلی گران است اما مطمئن باشید که

 بوی نفت خودش می آید اگر در مسیر درست قرار بگیرد ..

 و مسیر درست همان مسیر باد است . 

 و البته که باد هر کجا  بخواهد می وزد که فعلا دارد می وزد  .

 نفت این روزها خیلی گران است 

   یکسال است که از خرابی بازار و کسادی کار  ....

 


پ.ن. تمام این پست دزدی می باشد. و استفاده از آن به معنای تائید آن می باشد

+نوشته شده در پنجشنبه 10 بهمن1387ساعت21:0توسط رویا | |

 

تا کجا من اومدم !!!

چطوری برگردم ؟
 چه درازه سایه ام
چه کبود پاهام
من کجا خوابم برد ؟
 یه چیزی دستم بود کجا از دستم رفت ؟

 

میشه ؟؟

میشه دیگه حال اونو ازم نپرسین

میشه دیگه همش نگین اون اون اون

من حالم بد می شه وقتی اسم اونو میارین

میشه دیگه وقتی زنگ می زنین همراه من حال اونو نپرسین

میشه نپرسین اون چی می گه اون چی می خواد؟؟

بابا اون دیگه نیست

من تنهام

من منهای هر چی اونه شده....

 

کاش بفهمین دیگه اونو یاد من نیارین

+نوشته شده در یکشنبه 6 بهمن1387ساعت10:10توسط رویا | |