|
فرشتگان روزی از خدا پرسیدند : بار خدایا تو كه بشر را اینقدر دوست داری غم را دیگر چرا آفریدی؟ خداوند گفت : غم را بخاطر خودم آفریدم چون این مخلوق من كه خوب می شناسمش تا غمگین نباشد به یاد خالق نمی افتد.
در اینجا از امروز تا همیشه و اینگونه بود که من پای در دنیای جدیدی گذاشتم دیگر من او را دوست نمی دارم شاید هنوز هم قلبم از یادش درد بگیرد ولی من ترجیح می دهم الان تصمیم بگیرم که او نباشد من برای همیشه تو را فراموش می کنم و این سرنوشت تمام آن همه عشق بود من ناراحت نیستم از اینکه تو را کمرنگ کردم خوشحالم از اینکه نیستی
|
About![]()
مطمئن باش برو
Home
|