تبليغاتX
یا رب این آدم خاکی تنــهاست

یا رب این آدم خاکی تنــهاست

بلا روزگاریست

بر او ببخشایید
بر او که گاه گاه
پیوند دردناک وجودش را
با آب های راکد
و حفره های خالی از یاد می برد
و ابلهانه می پندارد
که حق زیستن دارد
بر او ببخشایید
بر خشم بی تفاوت یک تصویر
که آرزوی دوردست تحرک
در دیدگان کاغذیش آب میشود
بر او ببخشایید
بر او که در سراسر تابوتش
جریان سرخ ماه گذر دارد
و عطر های منقلب شب
خواب هزار ساله اندامش را
آشفته میکند
بر او ببخشایید
بر او که از درون متلاشیست
اما هنوز پوست چشمانش از تصور ذرات نور می سوزد
و گیسوان بیهده اش
نومیدوار از نفوذ نفسهای عشق می لرزد
ای ساکنان سرزمین ساده خوشبختی
ای همدمان پنجره های گشوده در باران
بر او ببخشایید
بر او ببخشایید
زیرا که مسحور است
زیرا که ریشه های هستی بارآور شماست
در خاکهای غربت او نقب می زنند
و قلب زود باور او را
با ضربه های موذی حسرت
در کنج سینه اش متورم می سازند*

 


*فروغ فرخزاد

پ.ن. تقدیم به تمام مردم در بند ایران زمین

+نوشته شده در شنبه 30 آبان1388ساعت11:54توسط رویا | |

چند وقته نه مطلبی خوندم و نه مطلبی نوشتم فقط اخبار می خونم

تقریبا تمام انگشتهام سفت شدن برای نوشتن و فکرم رگهاش منجمد شده

حتی انشای همین جملات هم با بدبختی دارم مرتب می کنم

ولی انقدر حرف دارم که بزنم

در مورد جامعه

سیاست

مردم

۱۳ آبان

....

کروبی...

ولی با خودم که فکر می کنم نمی تونم این همه دغدغه رو نوشت

نمی شه این همه فکر و استدلال رو یه جا بدون اینکه حتی مخاطبی باشه نوشت

همین کافی که ما ۱۳ آبان هستیم

و به آقای کروبی افتخار می کنیم

...

همین

 

+نوشته شده در دوشنبه 11 آبان1388ساعت11:24توسط رویا | |